+ نگاهي به طرح ارتقا امنيت اجتماعي
بسم الله الرحمن الرحيم در سالي که گذشت شاهد اجراي طرحي بوديم که بيش از متن حاشيه داشت. عکسها و اخبار آن بروز و در سطح وسيع از سوي مخالفان وموافقان با انگيزه هاي مختلف پخش مي گرديد و تمجيد ها و نقد ها نيزپيوسته براين طرح نوشته مي شد.بروز اين سيل نظرات و مقالات و پيشنهادهاي گوناگون فارغ از هر گرايشي بيش از همه نمايانگر توجه خاص جامعه به اين سمت بود (اگر نگوييم که توجه هارا ،گروههاي مختلف به اين سمت سوق دادند).از يک سو کساني که طي چند سال گذشته از وضع پوششي جامعه و حرکت آرام آرام بسوي برهنگي بشدت ناراحت بودند لبخند رضايت زدند و عده اي نيز هر کدام با دلايل خاص مخالفت خويش را ابراز داشتند.شايد بهتر باشد در اين مجال کوتاه سخن مخالفان راشنيد و به بررسي آن پرداخت: 1.گروه اول مخالفان بر اين عقيده بودند که هر کسي آزاد است هرطور دوست دارد لباس بپوشد و کسي هم حق برخورد را بنابر اصل آزادي انسانها ندارد. اين سخن در ابتدا درست مي نمايد اما وقتي برايند و نتيجه ي اين اصل را مشاهده مي کنيم تصويري هولناک در برابر چشمانمان ظاهر مي شود.جامعه اي که با وجود آزادي از اسلام خود دور است. نکته ي مهم اينجاست که اغلب افرادي که اين نظر را دارند تقيد خاصي به اعتقادات مذهبي ندارند يا تقيد آنها نيز از همان نوع"هر کسي هر طوري دلش مي خواهد "است 2. گروه دوم مخالفان عده اي هستند که با بد حجابي موافق نيستند اما راهکارآن را برخورد فر هنگي مي دانند نه برخورد انتظامي .سخن اين گروه کاملا قابل قبول است بدون هيچ شکي عملکرد ريشه اي و علمي علاوه بر کار کرد بالا از حيث اينکه مثل طرح انتظامي خطر بازگشت جوانان از دين را ندارد حائز اهميت است. منتهي نکته ي قابل تامل اينجاست که تقريبا حدود 15-16 سالي هست که اين گروه همين حرف را ميزنند اما در واقع هيچ کار فرهنگي رخ نداد،فيلمهاي سينمايي در يک دوره شديدا به ابتذال کشيده شد و سيل رمانها ي تحريک کننده بازار کتاب را فرا گرفت .در اين ميان مجلات اجتماعي نيز که مخاطب اصلي آنها خانواده ها و بخصوص بانوان هستند هر روزو هر هفته اقدام به آشنايي بيش از پيش خانواده ها با مدهاي بروز کيف و لباس و کفش وآرايشهاي مختلف زنانه و... با مدلهاي غير متعارف مي نمودند.تلويزيون نيز از اين حرکت بي نصيب نبود لباس بازيگران زن روز بروز کوتاه تر و تنگتر ميشد و ارايشها غليظ تر مي گشت...اما در اين ميان جاي تنها چيزي که خالي بود همان کار فرهنگي بود. در کنار نسل سومي هاي پويا و فعال و انقلابي گروه زيادي نيز به بار امدند که بين آنها دختراني بيست و چند ساله بودند که نمي دانستند در قرآن آياتي در مورد حجاب وجود دارد و عده اي حجاب را امري مندراوردي پنداشتند و از اين قبيل که شما از من بيشتر مي دانيد....اما هنوز خبري از کار فرهنگي نبود و نيست . نه دوره ي آقاي هاشمي نه آقاي خاتمي ونه دولت کنوني....تنها چيزي که به نظر مي آيد همين است که اين شعارها فقط فرصت بيشتري براي طراحان عمليات فرهنگي ضد ايراني ايجاد کرد 3. گروههاي ديگري نيز بودند که به دلايل مختلف ديگر از جمله عدم کارايي اين طرح ها يامخالفت کلي با اسلام يا بيان اينکه معضل کشور اين امور نيست به نحوي مخالفت خويش را ايراز داشتند به نظر مي رسد گروه سوم علاوه برقلت عددي و ادعا هاي بي پايه اغلب با عدم اقبال به نظراتشان مواجه نشدند. .. اما در اين بين راستش را بخواهيد از ديد من طرح امنيت اجتماعي با همه ي ضعفها ،ايرادات در اجرا و تند روي ها و کندروي ها لازم بود. نوع وقيحانه ي پوششها ي يک عده،انجام اعمال بي شرمانه در ملا عام ،سوئ استفاده ي بيش از حد از فضاي باز ناشي از دوخرداد و... همه باعث شد که طرح ارتقا امنيت اجتماعي در اين دوره با قاطعيت صورت گيرد. اما هيچ وقت نبايد فراموش کرد که مهمترين مبارزه با بدحجابي در واقع پاسخ به دختران و زنان است که حجاب چرا؟ حيا چيست ؟دليل رعايت پوشش چيست؟و بطور کلي بيان کامل وجامع فلسفه حجاب که اين جز به همت اسلام شناسان و حمايتهاي مسئولين ميسر نيست. البته نبايد از ياد برد که جامعه ي کنوني جامعه ي رفاه طلبي ،تجمل گرايي ومصرف زدگي افراطيست مادامي که مدار حرکت جامعه و مردم و افکار و اهداف ايشان بر همين محور مي گردد روزگار بر همين است و تغيير چنداني نخواهد کرد. حتي تبليغات رسانه اي و در واقع به اصطلاح خودماني "جو زده کردن" مخاطب نيز تاثير بنيادي نخواهد داشت ولو از ابزار هنر در آن استفاده شده باشد.خوب حتي تخته کردن فروشگاههاي لباس هم اثري ندارد. بايد کاري کرد که مردم خودشان ديگر لباسهاي مد غربي نپوشند!بايد کاري کرد که دختران بدون تشر والدين يا هيچ کسي ديگر به اين نتيجه برسند که حجاب آنها را محدود نخواهد کرد بلکه از خطرات احتمالي حضور در جامعه مصون خواهند ماند،دختران بايد بفهمند که با چيره شدن فرهنگ حيا و حجاب درست ميدان براي فعاليتهاي بيشتر ووسيعتر زنان به وجود خواهد آمد،جلب اعتماد حاکمان و گرفتن بهانه از عده اي که اين وضع را بهانه اي براي کم ميدان دادن به زنان قرار داده اند نيز از اثرات مهم اجتماعي حجاب در اين دوره است. اين امر شايد طولاني باشد اما يقينا ريشه ايست و بدون شک عمليست چه اينکه بسياري از دختران عفيف در جامعه بدون هيچ جبر وتهديدي حجاب کامل را برگزيده اند و حتي در گرماهاي طاقت فرسا نيز حاضر به مخدوش کردن آن نيستند .مسئولين و جامعه بايد همين معنايي را که اين عده از حجاب درک کرده اند درک کنند.در اين ميان ما به انسانهايي در مقياس مطهري ،دستغيب و آويني و... به تعداد بسيار زياد نيازمنديم.اکنون با اينکه خيلي دير شده اما زمان جهاد فرهنگيست!جنگ و جهاد نظاميمان پايان يافت ميانه هاي جهاد سازندگي را نيز داريم طي مي کنيم پس نبايد فرصت را از دست داد و شاهد سوزانده شدن درخت عفت و حيا بين جوانانمان اعم از پسر و دختر بود.روزگاري که گروههايي هستند که بدون شرم برهنگي و هنر برهنگي!!! را ابراز مي دارند بسيار جاي تعجب و سوال است که علت خاموشي عالمان ما چيست؟و چرا صداي فرياد آنها به گوش کسي نمي رسد؟!
نوشته شده توسط : محمود ارجمندي
با سلام
اگر چه من هنوز نمي دانم اين خواهري که اينجا دست ما را توي پوست گردو گذاشت و خودشون کنار کشيدن کجان و چرا اين وبلاگ رواگر ما بروز نکنيم ،کسي نيست که بروز کنه ولي بد نديدم که حالا که توفيق اجباري حضور در آني فمينيست نصيبم شده از اخباري که مرتبط به حوزه فعاليت اين وبلاگ ميشه دوستان رو بي خبر بگذارم!خبر اول اينکه وقتي داشتم واژه ي -نشريه الکترونيک-يا شايدم مجله الکترونيک رو جستجو مي کردم دست به يک کشف عظيم زدم، مجله اي وزين و با محتوا با نام - چارقد-
اينجا ميتونيد چارقد رو بخونيد و از بسياري مطالب ،گزارش ها و مصاحبه هاش لذت ببريد! حتي اگر زن هم نباشيد!

و اين خبر هم ارزاني اونهايي که هنوز معتقدند فمينيست بودن با اخلاق و اسلام تعارضي نداره!
راستي تا حال سري به اين فمينيست هاي ميدان زديد؟ توي پست قبلي هم گفتم که اينها اصلا پشتوانه علمي درستي ندارن و آگاهي از احکام
اسلام اونطوري که واقعا هست ندارن!و توي آثارشون مغالطه به وفور ديده ميشه!

يه خبر جالب ديگه اينجا خوندم
نيکي کريمي که چند وقت پيش هم توي برنامه ي دوقدم مانده به صبح ازش دعوت کرده بودن ، توي يک مصاحبه گفته که فمينيسته!
شما فمينيست هستيد؟
خب من فمينسيت هستم، ولي از نگاه يک طرفه به هر چيزي، از نگاه سياه و سفيد، بدم ميآيد. در فيلم «يک شب» به اين صورت است که يک زن با سه تا مرد برخورد ميکند و هرکدام از اين مردها انسان هستند. حتي آن آدم اولي که ميبيند راجع به زن و بچههايش ميگويد و آنها را دوست دارد و اينکه رابطهاش چطوري است. ولي در فضايي که او زندگي ميکند در جامعه، اين اجازه به او داده شده که يک زن ديگري داشته باشد.
بنابراين اينطوري نيست که من بخواهم يک بيانيهاي صادر کرده باشم راجع به خيانت يا راجع به روابط خارج از ازدواج يا مثلا اينطور چيزها.
آن آدم دوم، يک مردي است تحصيلکرده که در آمريکا درس خوانده و دکتر است و کلي ديدگاه فلسفي و ذنگرايانه دارد راجع به زندگي. او با دختر حرف ميزند و يکجايي ما فکر ميکنيم که دختر عاشق او شده. اين مرد آنقدر آدم جذابي است و رابطه خوبي بين آنها شکل ميگيرد.
ولي در آخر يک موبايلي پيدا ميشود و در يک آن تماشاچي متوجه ميشود که شايد تمام اينها يک ماسکي بوده که او زده و خودش را طور ديگري بيان کرده و وانمود کرده که يک آدم ديگري است. يا اينکه به هرحال يک زندگي دوگانهاي دارد.
و مرد آخر هم که اصلا يک هنرمند است که او هم همينطور، خيلي اعتقاد دارد به دموکراسي، اما او اصلا يک روانپريش است. ولي ميخواهم بگويم که اصلا دوست ندارم که وقتي فيلم ميسازم بخواهم بگويم که من فمينيستم و وقتي بخواهم فيلم بسازم بايد خيلي قضايا براي من جا بيفتد، نميتوانم اول بيانيهام را بنويسم و بعد بگويم ميخواهم فيلمم را راجع به اين قضيه بسازم، نه.
و در آخر....يا علي مددي!
نوشته شده توسط : محمود ارجمندي
به
و حال ابنا آن مردمان بي خرد در قيافه هاي جديد بر دين نبي خرده مي گيرند ... منافقاني که رسول مساجدشان را ويران ساخت حالا خود را زير عباي شيوخ ساده لوح ذليلانه بر درخت تنومند دين نبوي تبر ميزنند! اين عده نه به عقل اعتقاد دارند نه به وحي !آنقدر که در جايي براي مذهبي ها حکم يک مرجع را که در شرايط و ضوابط خاص صادر کرده را مي آورند و در جاي ديگر با آيات صريح و روشن کلام الله به مخالفت بر مي خيزند! يک سر به مجامع روحانيون و محققين حوزه ميزنند واز آنجا سري هم به هلند و انگلستان و فرانسه و کانادا و مجامع ضد اسلامي آنها مي زنند و خود را متعهد بر اصول سکولاريزم ميدانند.
معتقدين به اسلام ناب محمدي را بخاطر عدول نکردن از اصول عقلاني و اخلاقي در مجامعشان ملقب به محجر و فاشيست و متعصب مي شوند اما بواقع تعصب هاي بيجا وپافشاري بر سخنان بدون دليل عقلاني آنها را تبديل به مدل کاملي از فاشيسم و تحجر ميکند که ظاهر روشنفکرشان هم مانع لو رفتن چهره ي مخوفشان نمي شود. در فضاي بشدت سياسي حال حاضر ديگر ميلي به دست بردن به قلم باقي نمي ماند اما گاه تقدير طور ديگري مي خواهد. چند ماه پيش بود که در سايت روزنا مقاله اي در باب حقوق زنان به قلم خانم ش.ص که معرف خيلي ها هستند انتشار يافت ، در اين مقاله نگارنده براي قبولاندن سخنان و مواضعش بسيار تاکيد بر استفاده از ارجاع به حکم مراجع ديني و... داشت و اگر درست در خاطر داشته باشم اساس استدلالت مقاله فوق ذکر نيز فتاواي برخي علما بود. اما 25 بهمن ماه در سايتها از اين روزنامه نگار متعهد مقاله اي در يک سايت متعلق به فمينيستها منتشر شد که به بررسي علت قرار نگرفتن نفي و رد حجاب از سوي جنبش هاي جديد زنا ن فمينيست در داخل پرداخته بود.پس از مطاله ان توجه به چند نکته در مورد اين مقاله و ساير فعاليت هاي آنها بسيار جالب خواهد بود.
1.فرار از بحث فلسفي و پايه اي در مورد حجاب و حقوق زنان در کمپين ها.يعني مبارزه براي چيزي که به حقانيت عقلاني آن ايمان ندارند.
2. نفاق و دو رويي در گفتار و عملکرد.(تا حالا استدلال هاي فقهي!! اين نويسنده رو توي نشريات زنجيره اي حال حاضر خونديد؟)
3. بزرگ نمايي قدرت خود و استفاده از تکنيکهاي جنگ رواني
4 بيرون ريختن عقده هاي دروني خويش( استدلال براي يک زن و دو شوهر از افاضات اين نويسندس!!!)
5. کدام حقوق زنان!!
6.توهم و دشمن سازي براي حقوق زنان
7. منتقد اما فراري از نقد
8.گدايي براي تفکر(توي مقاله بوضوح اشاره شده)
9. ناتواني در انکار اعتقادات مذهبي زناني ايراني حتي در درون جنبشهاي ساختگي خودشان
10 نتايج اين گونه تفکر آزموده شده در غرب( اين رو بايد توي مطالب قبلي همين جا بخونيد)
11. عدم توانايي در مبارزه با فطرت پاک بشري
12.توهين به شان زنان و دختران
13.اعتراف ضمني به نداشتن عقبه فکري براي يک جنبش در ايران!!!

نوشته شده توسط : محمود ارجمندي
+ نکاتي در مورد نگاه حقوقي اسلام به زن
به نام خدايي که زن سوره ي لطف اوست

نکاتي در مورد نگاه حقوقي اسلام به زن
1) زن و مرد، بعنوان دو صنف از نوع انسان ، بدليل اشتراک در سرشت و گوهر انسانيت و ارزشهاي انساني ، اصولا و منطقا از حقوق و تکاليف يکساني بر خوردارند و اختلاف حقوق و تکاليف و محروميت ها و معافيت ها يک امر فرعي و استثنايي است
2) اين اختلافات حقوقي به هيچ وجه جنبه ارزشي نداشته و در کمال حقيقي انسان و قرب او به سوي حضرت حق نقشي ندارد و بنابر اين بهيچ وجه موجب تقسيم انسانها به درجه يک و درجه دو نمي گردند.
3) بيشتر اين اختلافات ، مولود عناوين فقهي و حقوقي خاصي است که هر يک از زن و مرد در خانواده پيدا مي کندف مثل: زن و شوهر، مادر و پدر ، خواهر و برادر، عمه و عمو و امثال آن ونه مولود زن يا مرد بودن انسان ، زيرا بيشتر اختلافات حقوقي زن و مرد ، به نظام خانواده باز مي گردد. هر چند برخي از اختلافات در حقوق اجتماعي ، ناشي از ويژگي زن يا مرد بودن انسان است.
4) بسياري از سوالات و اعتراضات نسبت به حقوق زن در اسلام ، ناشي از نگاه جزئي نگر به اسلام و حقوق زن در اسلام است. اگر نظام حقوقي زن ، در مجموعه نظام حقوق خانواده و نظام حقوق خانواده در مجموعه مکتب و نظام حقوقي اسلام و در کنار ساير نظامات اجتماعي و سياسي ، اخلاقي و فرهنگي اسلام مطالعه شود بسياري از سوالات پاسخ خود را بروشني پيدا مي کندو يا ان که اصولا موضوع خود را از دست مي دهند.
5) در مطالعه نظام حقوقي زن در اسلام توجه به سه نکته ضروري است:
اول- هدف عالي نظام حقوق اسلام، در کنار ساير نظامهاي عقيدتي و اخلاقي و سياسي آن، سعادت جاويد انسان و تقرب او به درگاه حضرت حق است از همين روست که اسلام برعنصر عفت و پاکي وپاکدامني زن بشدت اهتمام داشته وتاکيد ورزيده است و همين توجه و اهتمام نقش خود را در پيدايش برخي تفاوتها در حقوق و تکاليف زن و مرد نشان داده است.
دوم-اسلام بر سلامت مادي و معنوي خانواده ، به عنوان اصلي ترين نهاد جامعه و مهمترين جايگاه پيدايش و پرورش انسان ، اهتمامي بس وسيع دارد و مجموعه نظام حقوقي خود را و ازجمله نظام حقوقي مربوط به زن را به گونه اي سامان بخشيده است که با اين اهداف سازگار باشد. تامين اين اهداف نيز چه بسا ممکن است برخي اختلافات حقوقي بين زن و مرد را موجب گردد.
سوم-اختلافات حقوقي بين زن و مرد در اسلام دقيقا بر واقعيت و حکمت استوار است نه ظلم و تبعيض. به عبارت روشن تر ، اختلافات طبيعي و تکويني جسمي و روحي زن و مرد، بعضا موقعيت و نقش متفاوتي را براي زن و مرد در درون خانواده و عرصه اجتماع ضروري مي سازد، و اين موقعيت و نقش متفاوت خود موجب برخي تفاوتهاي حقوقي مي گردد. بديهي است همانطور که وضع قوانين مختلف در شرايطي واحد و يکسان ظالمانه به نظر مي رسد ، متقابلا هم وضع قوانين واحد در شرايط و موقعيتهاي متفاوت ستمگرانه خواهد بودو اسلام با اين هردو مخالف است . به همين دليل آنجا که نظام حقوقي زن و مرد به وجه مشترک انها باز مي گردد ، حقوق و تکاليف يکساني براي آنها قرار داده است و انجا که به جهات اختلاف آنها مربوط مي شود، حقوق و تکاليف متفاوتي قرار داده است
براي مطالعه بيشتر رجوع کنيد به:کتاب فلسفه حقوق منتشر شده در موسسه پژوهشي امام خميني ويراست قديم
نوشته شده توسط : محمود ارجمندي
اين فايل جلسه پرسش و پاسخ پيرامون شبهات مطرح شده در مورد حقوق زن در اسلام است
گوينده دکتر وحدتي عضو هيئت علمي دانشگاه قم و پاسخ دهنده سوال دکتر دانش پژوه نويسنده
کتاب فلسفه حقوق منتشر شده توسط موسسه پژوهشي امام خميني هستند.اين جلسه امسال در
طرح ولايت (مباني انديشه اسلامي) از طرف موسسه پژوهشي امام و بسيج دانشجويي در دانشگاه ازاد
شهرکرد برگزار گرديد.مدت اين فايل 11 دقيقه بوده و حاوي مطالب مهمي در باب حقوق زن و مرد در اسلام
حجم فايل فقط700 کيلو بايت است!
http://solouk.persiangig.ir/hoghooghe_zan.wma
نوشته شده توسط : محمود ارجمندي
حجاب در آيين اسلام
بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بيگانه، يکى از ضروريات دين اسلام است. قرآن کريم مىفرمايد: «و به بانوان باايمان بگو چشمهاى خود را فروپوشند و عورتهاى خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينتهاى خود را، جز آن مقدارى که ظاهر است، آشکار نسازند و روسرىهاى خودرا بر سينه خود افکنند و زينتهاى خود را آشکار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان همکيششان، کنيزانشان و مردان سفيهى که تمايلى به زنان ندارند و کودکانى که از امور جنسى بىاطلاعند و پاهاى خود را بر زمين نکوبند تا زينتهاى پنهانشان آشکار شود و همگى به سوى خداوند توبه کنيد اى مؤمنان؛ باشد که رستگار شويد».1 افزون بر آن، در آيات ديگر، پوشيدگى کامل اندام،2 نيک و شايسته، با وقار و بدور از تحريک سخن گفتن و دورى از آرايشهاى جاهليت نخستين،3 توصيه شده است.
در روايات نيز پوشيدن جامه بدننما و نازک نزد نامحرم4، آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه5، اختلاط فساد برانگيز زن و مرد6، دست دادن و مصافحه با نامحرم7و تشبه به جنس مخالف 8 منع شده است و مردان با غيرت،9 به هدايت و کنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم10 و دورى از چشمچرانى توصيه شدهاند.
پس معلوم شد که تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب اديان گذشته، در اين است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعديل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفريط، سهلانگارى مضرّ يا سختگيرى بىمورد به جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصيه پاپها، به معناى حبس زن در خانه يا پردهنشينى و دورى از شرکت در مسايل اجتماعى نيست؛ بلکه بدين معناست که زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمايى نپردازد تا در جامعه، غريزه آتشين جنسى تحريک نگردد؛ بلکه در محيط خانواده، اين غريزه به صورت صحيح ارضا گردد.
پىنوشت:
1. سوره نور (24)، آيه 31.
2. احزاب، 59.
3. احزاب، آيه 32.
4. سنن ابىداوود، ج2، ص383.
5. مجلسى، بحارالانوار، ج103، ص243.
6. ناسخ التواريخ، ج2.
7. همان، ص163.
8. مجلسى، همان، ج103، ص258.
9. نهجالفصاحه، ص143.
10. شيخ حر عاملى، وسايل الشيعه، ج14، ص138و141.
نوشته شده توسط : عباس سرشته
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ